X
تبلیغات
رایتل

بازم درد دل یه جانباز عزیزمون

شنبه 5 اردیبهشت 1388 ساعت 11:32 ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم
با عرض پوزش از شما میخواستم اگر برایتان امکان دارد و زحمت نیست این نامه را هم به مقام مربوطه اش برسانید در تهران بزرگراه آفریقا _ خیابان ظفر ( دستگردی سابق )

به _ وبلاگ شهیدان / خاطرات / پیام شهدا / زندگینامه / وصیت نامه   

با سلام به شما از شما عاجزانه و عاجلانه خواهش میکنم و شما را به آن خدائی که برایش نماز میخوانید قسم میدهم این نامه را به حاج آقای حسینی رئیس سابق بنیاد شهید و امور ایثارگران استان خراسان رضوی برسانید چرا که من ایمیل ایشان را ندارم و رساندن این نامه به حاج آقای حسینی باعث میشود که بعد از ده جدائی از زن و بچه ام که در تبریز هستند و من در خانه پدر ام در کاشمر هستم انشاالله بتوانیم با زن و بچه ام زیر یک سقف زندگی کنیم از لطف شما ممنونم و امیدوارم همیشه با خانواده محترمتان سربلند و سرافراز زندگی کنید . انشاالله ( حاج آقای حسینی الان معاون آقای دکتر حسین دهقان هستند در خیابان ظفر ( دستگردی )

به _ حاج آقای حسینی رئیس سابق بنیاد شهید و امور ایثارگران خراسان رضوی ( معاون فعلی آاقای دکتر حسین دهقان )      5/2/1388
از _ داریوش احمد رضا بهمنیار    جانباز از کار افتاده بسیجی    کد جانبازی 0919025421

با سلام خدمت شما حاج آقای حسینی رئیس سابق بنیاد شهید و امور ایثارگران استان خراسان رضوی و ضمن آرزوی همیشگی برای شما و خانواده محترمتان که همیشه سربلند و سرافراز زندگی کنید من داریوش احمد رضا بهمنیار جانباز از کار افتاده بسیجی کد جانبازی ( 0919025421 ) میباشد من در آزاد سازی خرمشهر بر اثر اصابت گلوله وحشتناک کالیبر پنجاه مجروح شدم و استخوان ران من تکه تکه شد و شانزده ماه بستری بودم و هفت دفعه در پنج سال تحت عمل های جراحی قرار گرفتم حدود یک سال قبل به آقای دکتر حسین دهقان یک ایمیل زدم و مشکل جانبازی خودم را که بیست و پنج سال قبل پنجاه و پنج درصد جانبازی بود گفتم چون عقیده داشتم ما برای پول به جبهه نرفتیم بلکه وظیفه دینی و ملی ما بوده حتی در جنگ سی و سه روزه حزب ال... هم در حال رفتن به لبنان بودم که جنگ تمام شد ولی الان از کار افتاده هستم البته چون دنبال پرونده جانبازی خودم را از زمان مجروحیتم در آزاد سازی خرمشهر نگرفته بودم . جانبازی من را پانزده درصد کرده بودند که جناب محترم آقای دکتر حسین دهقان وقتی که تلفنی با من تماس گرفتند قول همکاری دادند بعد از چند روز شما عزیز حاج آقای حسینی محترم رئیس سابق بنیاد شهید و امور ایثارگران استان خراسان رضوی در تاریخ 10/2/1387 به کاشمر به خانه ما آمدید و شما حاج آقای حسینی که خدا نگهدار شما و خانواده محترمتان باد وضعیت من را دیدید و دیدید که ده سال است که به خاطر نداشتن پول و اینکه از کار افتاده صد در صد هستم و نمیتوانم کار کنم از زن و بچه ام دور هستم و به من در پیش همه همکارانتان قول وام اشتغال را دادید که رئیس بنیاد شهید کاشمر حاج آقای مهری هم شاهد هستند چون که به همین خاطر الان ده سال است زن و بچه ام در تبریز زندگی میکنند و من در کاشمر در خانه پدری خودم زندگی میکنم آخه مادر من بچه تبریز است و من در تبریز ازدواج کردم حاج آقای حسینی که خدا نگهدارتان باد به من قول همکاری دادید و رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستان کاشمر حاج آقای مهری و تمام پرسنل صدیق و زحمت کش بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستان کاشمر سنگ تمام گذاشتند و خیلی خیلی زیاد به من کمک کردند و مرا دوباره به کمیسیون پزشکی فرستادند و چون وضعیت پایم را دکترها دیدند بیست و پنج درصد جانبازی ( 25% ) به من داده اند ( که شامل اعصاب و روان _ جراحی مغز و اعصاب _ ارتوپدی _ و جراحی عمومی ) میباشد که بسیار ممنون شما و همکاران قبلی شما هستم جناب حاج آقای حسینی عزیز که الان معاون محترم دکتر حسین دهقان رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران هستید ضمن تبریک به شما اگر یادتان باشد به من قول وام دادید و به حاج آقای مهری رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستان کاشمر گفتید برای این جانباز وام را هر چه زودتر بدهید تا بعد از ده سال بتواند زیر یک سقف با زن و بچه اش زندگی کند تا الان وام اشتغال من درست نشده و از آن بدتر وامی که حاج آقای حسینی قولش را به من دادند هنوز به من هیچ وامی نداده اند از شما عزیز حاج آقای حسینی عاجزانه میخواهم به آقای مولوی حقیقی رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران خراسان رضوی نامه مرا بفرستید تا لااقل یک وام اشتغال به من بدهند تا بعد از ده سال بتوانم یک کارخانه موزائیک سازی راه اندازی کنم و با زن و بچه ام زیر یک سقف زندگی کنم و هم بتوانم کاری برای خودم دست و پا کنم و به اقتصاد کشورم کمک کنم حاج آقای حسینی شما را به آن خدائی که برایش نماز میخوانید کمکم کنید و نگذارید بیشتر از این جدا از زن و بچه ام زندگی کنم شما اختیاراتی دارید که بقیه ندارند و این را یکی از همکاران شما به من گفتند که برای وام یک نامه مینویسی به مشهد برای حاج آقای مولوی حقیقی و ایشان طبق اختیاراتی که دارند دستور میدهند این وام اشتغال را به شما بدهند از شما تقاضای عاجزانه دارم به آقای مولوی حقیقی بگوئید که این وام را به من بدهند چون شما به خانه ما آمدید و دیدید که ده سال است از زن و بچه ام جدا زندگی میکنم  و من برای وام اشتغال خودم که با آن میخواهم کارخانه موزائیک سازی تاسیس کنم به چهل میلیون تومان وام اشتغال احتیاج دارم از شما حاج اقای حسینی عاجزانه و عاجلانه تقاضا میکنم به حاج آقای مولوی حقیقی که ریاست رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران خراسان رضوی را برعهده دارند و همچنین از حاج آقای مهری که رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستان کاشمر را عهده دار هستند میتوانید بپرسید که چه قولی به من داده اید در پیش همه قول داده اید که تا دو ماه دیگه وام اشتغال تو را میدهیم که عاجزانه و عاجلانه از شما عزیز و محترم حاج آقای حسینی تقاضا میکنم به وضعیت این حقیر رسیدگی کنید به خداوندی خدا قسم که الان ده سال است جدا از زن و بچه ام زندگی میکنم خداوند شما و خانواده محترمتان را همیشه سر بلند و سرافراز نگه دارد انشاالله .

داریوش احمد رضا  بهمنیار       جانباز از کار افتاده بسیجی        کد جانبازی  0919025421       

فرزند غلامرضا         شماره شناسنامه 69613           متولد تهران        کد ملی  0030766605

ایمیل من    bahmaneyar@yahoo.com وبلاگ من   www.bahmaneyar.blogfa.com

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo