وبلاگ شهیدان / خاطرات / پیام شهدا / زندگینامه / وصیت نامه /

وصیت نامه / الهی نامه / زندگینامه / پیام شهدا / عملیات ها / عکس های شهدا/یاد و خاطره شهدا/۸ سال دفاع مقدس / پیام شهدا

وبلاگ شهیدان / خاطرات / پیام شهدا / زندگینامه / وصیت نامه /

وصیت نامه / الهی نامه / زندگینامه / پیام شهدا / عملیات ها / عکس های شهدا/یاد و خاطره شهدا/۸ سال دفاع مقدس / پیام شهدا

حماسه شهدای هویزه

در آذر 1359، پس از شکست بیش از دو گردان از نیروهای عراقی در جنوب سوسنگرد به وسیله سربازان اسلام، یک گروهان از برادران سپاه اهواز جهت محافظت و پدافند شهر هویزه، از سوسنگرد به آن شهر اعزام شدند. افراد این گروهان، پس از رسیدن به منطقه و استقرار، عهده دار حفاظت از جنوب تا جنوب غربی شهر هویزه شدند.

نیروهای عراقی در این منطقه متشکل از واحدهای تانک از نوع «تی – 62»، «تی -55»، موشک های زمین به زمین و امکانات نظامی پیشرفته و بیش از 6 هزار نفر پیاده بودند. ولی همین نیروهای اندک مدافع شهر، از کمترین امکانات دفاعی هم بی بهره بودند.

ادامه مطلب ...

عکس شهدای هویزه

سلام دوستان در کامنت ها خوندم که یکی از دوستامون در خواست کرده بود عکس شهید علی اکبر رکابساز رو بزارم من خیلی به دنبال این عکس گشتم ولی چیزی بدست نیاوردم اما در عوض گالری عکس شهدای هویزه رو بدست آوردم و با عرض پوزش به دوست عزیزم این مطلب رو برسونم که من باز پیگیر می شوم اما اگر نتونستم پیدا کنم هلالم کنه چون واقعن شهدا یکی و دوتا نیستن همشون هم عزیزن اکثر عکس ها مربوط می شه به شهدایی که آوازشون بیشتر بود و سردار و سرلشکر بودن اما اگه از همون جا تو جنوب پیگیر می شدین و درخواست می کردین حتما عکس ها رو براتون پیدا کرده و تحویل می دادن و من هم باز اشاره می کنم که حتما پیگیر می شم تا شاید از شرمندگی در بیام در ضمن عید نوروز 88 را از طرف خودم و شهیدایی که تو وبلاگم درج شده را به همتون تبریک عرض می کنم و رحلت بانوی ایثار گر انقلاب همسر عزیز امام خمینی رو به شما و بستگان این عزیز تسلیت عرض می کنم . 

 

ادامه مطلب ...

نبردی نابرابر

با چند تن از برادران تصمیم گرفتیم برای شناسایی به اطراف کارخانه شیر پاستوریزه آبادان برویم. صبح روز بعد ده نفر شده و حرکت کردیم. از میان جنگل و از داخل نهرها پیش رفتیم. در جمع ده‌ نفری ما تنها یک نفر آرپی‌جی 7 با 5 عدد موشک داشت و بقیه مسلح به ژ – 3 بودیم. همه از یکدیگر پیشی می‌گرفتند، شور و شوق عجیبی در دل بچه‌ها حکمفرما شده بود و لذت عجیبی هم به من دست داده بود.

ادامه مطلب ...

خاطره 4 ( گروه انفجارات )

یک ماه به عملیات بزرگ والفجر 8 مانده بود. ما در گروه انفجارات واحد تخریب تیپ ، ماموریت داشتیم در حین عملیات ، از طریق طی کردن رودخانه اروند ، پل بزرگ بصره بر روی رودخانه فرات را بوسیله هدایت قایق های پر ازمهمات و قرار دادن آنها در زیر پل ، منهدم کنیم . برای آمادگی جهت انتقال مواد منفجره و اجرای این عملیات خطیر ، تا شروع عملیات ، آموزش و بدنسازی و تمرینهای عملی انفجارات ، برنامه روزانه ما بود و همراه نیروهای دیگر تخریب در قالب گروههای جنگ مین - که کارشان احداث میدان مین با آرایشهای منظم بود - و گروههای معبر زن - که کارشان باز کردن معبر در دل میادین مین و سیم های خاردار حلقوی و رشته ای و فرشی و موانع خورشیدی و ... بود - طبق برنامه ای منظم و آموزشی ، از صبح تا ظهر و از عصر تا غروب آفتاب ، تمرین می کردیم.

ادامه مطلب ...